الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

325

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

هنگامى كه اين گفته را امام در ضمن يك سخن طولانى كه قسمت برگزيده‌اى از آن در ضمن خطبه‌ها گذشت فرمود ، دو نفر از اصحابش جلو آمدند . يكى از آنها عرض كرد من جز اختيار خود و برادرم را ندارم ، امر فرما تا اطاعت كنيم ، امام فرمود : شما دو نفر در برابر آنچه من مىخواهم ( كه بسيج يك سپاه است ) چه كارى مىتوانيد انجام دهيد ( 697 . ) 262 - مىگويند : « حارث بن حوط » خدمت امام آمده عرض كرد : فكر ميكنى من گمان دارم اصحاب جمل ( لشكر طلحه و زبير آتش افروزان جنك در بصره ) گمراهند ( نه ، گمراه نيستند ) ( 698 . ) امام در پاسخ فرمود : اى حارث تو به زيرت نگاه كرده‌اى و به بالاى سرت نظر نيفكنده‌اى لذا در تحير فرورفتى ( و ندانستى كدام جانب را اختيار كنى ) تو حق را نشناختى تا كسى كه حق را اخذ نموده بشناسى . و نيز باطل را هم نشناخته‌اى تا كسانى را كه طرفدار آن هستند بشناسى . حارث گفت : بنا بر اين من نيز همراه « سعيد ابن مالك و عبد اللّه بن عمر » كناره گيرى مىكنم ( و بيطرف مىمانم ) امام فرمود : « سعيد » و « عبد اللّه بن عمر » نه حق را يارى كردند و نه باطل را خوار ساختند . 263 - همنشين سلطان چون كسى است كه بر شير سوار شده ، ديگران به مقام او غبطه مىخورند ولى خود ميداند در چه وضع خطرناكى قرار گرفته است ( 699 . ) 264 - نسبت به بازماندگان ديگران خوش رفتارى كنيد تا نسبت به باز - ماندگان شما همينگونه رفتار كنند . 265 - سخن حكماء و دانشمندان اگر درست باشد داروى ( شفا بخش ) است و اگر نادرست و خطا باشد در دو بيمارى ( مهلك ) است